فایده‏هاى تسریع در ازدواج و زیان‏هاى تأخیر ازدواج چیست؟

 یکى از نیازهاى بشرى در زندگى، انتخاب همسر است که خدا به منظور پاسخ گویى به این نیاز، همسرانى را براى مردان آفریده است.(1)
اگر چه ممکن است همیشه این گونه نباشد که تسریع در ازدواج حتماً فوایدى را در پى داشته باشد، یا تأخیر در ازدواج همواره زیانبار باشد، اما اگر همه ابعاد و زمینه‏هاى ازدواج را بسنجیم و ازدواج مانعى در برخى از امور دوران جوانى (مثل تحصیل) ایجاد نکند، مى‏تواند فایده‏هاى فراوانى به همراه آورد.
با توجه به این مقدمه نکاتى را به طور اختصار درباره فواید تسریع در ازدواج و زیان‏هاى تأخیر آن یادآور مى‏شویم:
1- حفظ ایمان:
در دوران جوانى که وجود وى (دختر و پسر) میدانى پر التهاب براى تمایلات و جذب منافع و لذّت‏هاى مادى و معنوى است، گاهى از هر سو، عوامل داخلى و خارجى در این میدانِ کشمکش، مى‏توانند وى را به سراشیبى فساد اخلاقى و تباهى عقیدتى سوق دهند. اما ازدواج یکى از عوامل مهمّى است که مى‏تواند نجات بخش جوان از این گونه انحرافات باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هر کس ازدواج کند، نیمى از دینش را حفظ کرده است».(2)
2- حفظ عفت و پاکدامنى:
پاکدامنى و عفت دو گوهر گران بهایى اند که مى‏توانند سر مایه بى بدیلى براى انسان، به خصوص جوانان باشند. تأخیر در ازدواج هر لحظه این گونه ناب را در معرض تهدید جدى قرار مى‏دهد.
3- آرامش و سکونت:
یکى از آثار مثبت ازدواج به تعبیر قرآن کریم، آرامش زوج‏ها در کنار یکدیگر است.(3) وقتى دو نفر (زن و مرد) زیر یک سقف با هم باشند و در مسیر زندگى همسر و هم سفر خوبى براى یکدیگر باشند، آرامشى خواهند یافت که قرآن نوید بخش آن است. همان طور که روان شناسان بر این باورند که یکى از عوامل اختلال روانى و عصبى، تنهایى و تجرّد است.
4- زیان‏هاى تأخیر در ازدواج:
موارد سه گانه‏اى که به عنوان فواید ازدواج ذکر کردیم، مى‏توانند در صورت ازدواج نکردن، هر یک به عنوان مشکلى دامنگیر جوانان شوند؛ یعنى عفت و پاکدامنى به بى عفتى بدل شود؛ حفظ ایمان به بى ایمانى یا حداقل سست ایمانى منجر گردد و آرامش به اضطراب و تشویش تغییر یابد.(4)
1. روم (30) آیه 30.
2. وسائل الشیعه، ج 14، ص 5، حدیث 11.
3. جوانان و انتخاب همسر، على اکبر مظاهرى، ص 45.
4. گفتار فلسفى، جوان، محمد تقى فلسفى؛ در جستجوى همسر، محسن طالعى نیا؛ جوانان و انتخاب همسر، على اکبر مظاهرى.

چگونه نماز را منظم بخوانم؟

 از این که نماز را به سختى آموخته و علاقه دارید به طور دایم بخوانید قابل تحسین است و قطعاً به نماز خواندن اوّل وقت موفّق خواهید شد.
اهمیت ندادن به نماز گاهی به خاطر عدم آشنایى با فلسفه نماز و گاهى به خاطر آگاه نبودن با این که ترک نماز از گناهان کبیره است صورت مى‏پذیرد. در قیامت وقتى بهشتیان از دوزخیان مى‏پرسند چرا در جهنم قرار گرفته‏اید جواب مى‏دهند ما از نمازگذاران نبودیم. بنابراین ترک نماز جنگ با تمام پیامبر است اینک راه درمان:
1- آشنا شدن و آشنا کردن به فلسفه و حقیقت نماز و این که گمشده بشر آرامش است و به نماز خواندن بشر به آرامش و تعادل روحى مى‏رسد خداوند مى‏فرماید: «الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب؛(1) آگاه باشید که با یاد خدا دل‏ها آرامش پیدا مى‏کند نماز مهمترین عامل یاد خدا است اقم الصلوة لذکرى.(2) خداوند مى‏فرماید نماز را به خاطر یاد من بخوانید ضمناً بدانید که لذّت زندگى در کسب علم و دانش است سعى کنید بر درس و علم آموزى بیفزایید.
2- براى رفع سهل انگارى باید به نماز اهمیت داد و آفات ترک نماز را باید فهمید که چگونه خداوند  مى‏فرماید: فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون؛(3) واى بر نمازگزاران کسانى که در نماز شان سهل انگارى مى‏کنند.
.
پى نوشت‏ها:
1. سوره رعد، آیه 28.
2. سوره طه، آیه 14.

از دوران‌ کودکی‌سازگار و عصبی‌ بوده‌ ام چه پیشنهادی دارید ؟

. برای‌ رهایی‌ از این‌ وضعیت‌ باید خود را باور کنید و بر قابلیت‌ و توانایی‌ خویش‌ متکی‌ باشید آن‌ چه‌ در این‌ وضعیت‌ به‌ شما کمک‌ می‌کند عبارتند از:

 1 ـ اصلاح‌ فکر: برای‌ توفیق‌ در کارها هیچ‌ چیز به‌ اندازه‌ اعتقاد و ایمان‌ به‌ توانستن‌ مؤثر نیست‌. ویل‌ کارنگی‌ می‌گوید: اگر از من‌ بپرسید چه‌ کسی‌ موفق‌ است‌ خو اهم‌ گفت‌: کسی‌ که‌ با قدرت‌ تمام‌ توانسته‌ است‌ خودش‌ را متقاعدکند که‌ موفق‌ می‌شود.[1]  ایشان‌ در جای‌ دیگر می‌گوید: نمی‌ خو اهم‌ ادعا کنم‌ که‌ عدم‌ ترس‌ از توانستن‌ تمام‌ مشکلات‌ موجود در راه‌ موفقیت‌ را از بین‌ خواهد برد، ولی‌ با قاطعیت‌ می‌ توان‌ گفت‌ که‌ این‌ امر به‌ میزان‌ پنجاه‌ درصد راهگشا خواهد بود. هرگز نگویید نمی‌توانم‌ بگویید سعی‌ می‌کنم‌ بتوانیم‌.[2] بسیاری‌ از مردم‌ در حقیقت‌ اسیر تصور منفی‌ و بدگمانی‌ خویش‌ هستند. آن‌ها خود را فردی‌ ضعیف‌ و یا متوسط‌، عنصر نامطلوب‌ و به‌ درد نحو توصیف‌ می‌کنند و متأسفانه‌ رفتار جدی‌ آن‌ها نیز تحت‌ تأثیر همین‌ سوء ظن‌ و بدگمانی‌ آنان‌ از قابلیت‌های‌ خویشتن‌ قرار می‌گیرد و برطبق‌ آن‌ تنظیم‌ می‌شود. ریچارد کپنیگ‌ گفته‌ است‌: ما چهل‌ میلیون‌ بهانه‌ برای‌ شکست‌ داریم‌، کیا دلیل‌ محکم‌ نداریم‌.[3]

 2 ـ نترسیدن‌ از شکست‌: یکی‌ از روان‌ شناسان‌ می‌گوید: «به‌ جوانان‌ باید یاد و او که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌ و منظور خود نباید انتظار داشته‌ باشند در جاده‌ای‌ کوبنده‌ و صاف‌ طی‌ طریق‌ کنند، کم‌تر کسی‌ بدون‌ برخورد با مشکلات‌ دل‌ سود کنند، به‌ جایی‌ رسیده‌ است‌. هرگاه‌ ما به‌ طرز صحیح‌ با مشکلات‌ رو به‌ رو شویم‌ مشکلات‌ نه‌ تنها مانعی‌ فرا راه‌ ما نخواهند بود، بلکه‌ به‌ پیشرفت‌ و ترقی‌ ما کمک‌ خواهند کرد. هیچ‌ تمرینی‌ مفیدتر از تلاش‌ برای‌ غلبه‌ بر مشکلات‌ نیست‌».[4] راه‌ رسیدن‌ به‌ موفقیت‌، ورود به‌ عرصة‌ زندگی‌ و تجربه‌ اندوزی‌ از شکست‌ها است‌. امام‌ علی‌ می‌فرماید: هرگاه‌ سختی‌ چیزی‌ باعث‌ بیم‌ و هراس‌ شد تو نیز در مقابل‌ آن‌ سخت‌ و مقاوم‌ شو تا مشکل‌ بر تو آسان‌ گردد.[5]

 3 ـ تقویت‌ اراده‌: برای‌ تردید زدایی‌ لازم‌ است‌ قدرت‌ تصمیم‌گیری‌ خود را افزایش‌ دهید و در این‌ راستا تلقین‌ و تمرین‌ نقش‌ تعبیین‌ کننده‌ای‌ دارد. معمولاً افراد بی‌ اراده‌ از واژه‌ نمی‌توانم‌ غیر ممکن‌ است‌ زیاد استفاده‌ می‌کنند در حالی‌ که‌ اگر راه‌ «نمی‌توانم‌ را به‌ ذهن‌ خود ببندند و دریچة‌ روشنایی‌ «می‌توانم‌» را به‌ روی‌ خویش‌ بگشایند قطعاً به‌ موفقیت‌ خواهند رسید. کسی‌ که‌ فاقد اعتماد به‌ نفس‌ است‌ می‌تواند از این‌ فرمول‌ تلقین‌ به‌ نفس‌ استفاده‌کند که‌ بگوید: هر روز بیش‌ از پیش‌ از هر لحاظ‌ اعتماد به‌ نفس‌ من‌ بهتر می‌شود. با توجه‌ به‌ تحقیقات‌ و مطالعاتی‌ که‌ انجام‌ شده‌ معلوم‌ شده‌ است‌ که‌ مواقع‌ شب‌ و قبل‌ از خواب‌، بهترین‌ موقع‌ برای‌ انجام‌ تلقین‌ به‌ نفس‌ است‌. یکی‌ دیگر از روش‌های‌ تقویت‌ اراده‌، تمرین‌ در تصمیم‌گیری‌ است‌. زندگی‌ سراسر عرصه‌ تصمیم‌گیری‌ است‌ اگر بیاموزیم‌ که‌ خودمان‌ برای‌ خودمان‌ تصمیم‌ بگیریم‌ نه‌ دیگران‌، به‌ تدریج‌ دارای‌ اعتماد به‌ نفسی‌ کامل‌ خواهمی‌ شد. مهم‌ نیست‌ که‌ در چه‌ زمینه‌ای‌ تصمیم‌ می‌گیریم‌ مهم‌ترین‌ و تکرار آن‌ است‌. چه‌ بسا ممکن‌ است‌ تصمیم‌ شما صدرصدر موافق‌ با مصلحت‌ نباشد، اما این‌ پیامد را خواهد داشت‌ که‌ شما را در تصمیم‌گیری‌ جسور خواهد ساخت‌. امام‌ علی‌(ع) می‌فرماید: در امور تحقیق‌ کن‌ تا تمام‌ جوانب‌ برای‌ تو روشن‌شودو هنگامی‌ که‌ امر واضح‌ شد در انجام‌ آن‌ مصصم‌ باش‌.[6]

 4 ـ کسب‌ تجارب‌ موفقیت‌آمیز: یکی‌ از روان‌ شناسان‌ می‌گوید: شاید هیچ‌ عاملی‌ بیش‌ از شکست‌ و سرزنش‌ ناشی‌ از شکست‌، به‌ حسن‌ ارزش‌ شخص‌ لطمه‌ وارد نیاورد. شکست‌ باعث‌ می‌شود که‌ شخص‌ خوند را کم‌تر از دیگران‌ پندارد. وقتی‌ انسان‌ با شکست‌ مواجه‌ می‌شود به‌ این‌ فکر می‌افتد که‌ از دیگران‌ پایین‌تر و پست‌تر است‌. شکست‌ اعتماد را از بین‌ می‌ برد و یأس‌ را جانشین‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌کند.[7] تجارب‌ موفق‌. انگیزه‌ و جرأت‌ و تلاش‌ و پشتکار آدمی‌ را تقویت‌ می‌کند از این‌ رو لازم‌ است‌ مطابق‌ ذوق‌ و سلیقه‌ و توانایی‌ خود به‌ کارهایی‌ بپردازید که‌ امید موفقیت‌ در آن‌ها بیش‌تر است‌.

 5 ـ ارتباط‌ با خدا: یکی‌ از مهم‌ترین‌ عوامل‌ تقویت‌ اراده‌، یاد خدا و ارتباط‌ مداوم‌ با پروردگار است‌. قرآن‌ مجید دربارة‌ نماز شب‌ که‌ نمادی‌ از یاد خدا است‌ می‌فرماید: ان‌ ناشئه‌ اللیل‌ هی‌ اشدّ وطأ و اقوم‌ قلیلاً؛ نماز در دل‌ شب‌ گامی‌ ثابت‌ و استوار و پایدارترین‌ سخن‌ است‌.[8] ملکه‌ تقوا و خویشتن‌ داری‌ و تشدد بر نفس‌، ثمرة‌ یاد خدا است‌. سعی‌ کنید بیش‌تر با خدا رابطه‌ برقرار کنید و از این‌ نیروی‌ معنوی‌ مدد بجویید. برای‌ لذت‌ بردن‌ از نماز لازم‌ است‌ وقت‌ مناسب‌ و مکان‌ مناسب‌ برای‌ انجام‌ این‌ فریضه‌ الهى در نظر بگیرید و با عشق‌ و معرفت‌ و احساس‌ نیاز و رغبت‌ به‌ نماز بایستید و برای‌ تحمل‌ بار مشکلات‌ و سختی‌ها از آفریدگار عالم‌ کمک‌ بخواهید.

 6 ـ حضور در اجتماع‌: توان‌ برقراری‌ و حفظ‌ ارتباط‌ مثبت‌ با دیگران‌ موجب‌ افزایش‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌شود. انزوا و گوشه‌گیری‌، نه‌ تنها از مشکلات‌ شما نمی‌کاهد، بلکه‌ بر ناتوانی‌ شما صحه‌ می‌گذارد. علی‌ رغم‌ میل‌ باطنی‌ خود با تمام‌ وجود در اجتماع‌ و در جمع‌ دوستان‌ حاضر شوید و لازم‌ نیست‌ در آن‌ جمع‌ از کسی‌ تقلید کنید، بلکه‌ همان‌ باشید که‌ هستید فقط‌ لازم‌ است‌ خو را باور کنید                                                                       


[1] دیل‌ کارنگی‌ و دیگران‌، رمز موفقیت‌، ص‌ 227.

[2] همان‌، ص‌ 228.

[3] وینست‌ پیل‌، معجزه‌ اراده‌، ترجمه‌ وجیهه‌ آزرمی‌ ص‌ 85.

[4] مجتبی‌ موسوی‌ لاری‌، رسالت‌ اخلاق‌ در تکامل‌ انسان‌، ص‌ 345.

[5] غرر الحکم‌، ج‌ 3، ص‌ 164.

[6] بحارالانوار، ج‌ 68، ص‌ 341.

[7] مجتبی‌ موسوی‌ لاری‌، رسالت‌ اخلاق‌ در تکامل‌ انسان‌، ص‌ 402.

[8] مزمل‌ (73)