X
تبلیغات
رایتل
پاسخ به سوالات تربیتی
  
 
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1384
به هر چیز و هر کسى سوء ظن پیدا کرده ام. لطفاً مرا راهنمایی کنید


 بدگمانى و سوء ظن نسبت به مسلمان از گناهانى است که در آیات و روایات متعددى از عواقب و عوارض جانبى آن سخن به میان آمده است.
در سورة حجرات مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید. چرا که بعضى از گمان ها گناه است».
شروع فرمان اجتناب از بسیارى گمان هاى بد با «یا ایها الّذین آمنوا» این پیام را دارد که ایمان مشروط است به رعایت امورى که یکى از آن ها، دورى کردن از سوء ظن به افراد است. به بیان دیگر ایمان راستین کسى دارد که از گمان بد به مسلمانان بپرهیزد.
بدگمانی:
ممکن است سؤال شود که گمان بد و خوب اختیارى نیست،‌بلکه خیالى است که بر اثر یک سلسله مقدمات که از اختیار انسان بیرون است، در ذهن منعکس مى شود. بنابراین چگونه مى شود از چیزى که تحت اختیار انسان نیست، نهى شود؟
پاسخ: بد گمانى و سوء ظن چند گونه است؛ یک قسمت آن از اختیار انسان بیرون است.
این گونه گمان ها نه گناه است و نه حرام و نه علامت بى ایمانى مى باشد، مثل خیالات ذهنى و خطورات قلبى که گاهى بى اختیار توسط شیطان در مورد اشخاص حتى انبیا و اولیاى الهى و بلکه دربارة ‌خدا در دل ایجاد مى شود. انسان از بابت چنین حالتى ناراحت مى گردد و در تشویق قرار مى گیرد که نکند این گونه افکار و تخیّلات مرا از دایرة دین بیرون ببرد.
گاهى تخیلاتى وارد ذهن مى شود و در آن جا توقف مى کند و شخص آن را در ذهن خویش مى گرداند یا مطلبى را در مورد افراد مسلمان مى شنود و سخن ناروایى را که درستى و نادرستى آن مشخص نیست، در ذهن خویش مى پروراند و شیطان هم آن را توجیه و تأیید مى کند. امّا انسان در عرصة عمل و زندگى به آن سوء ظن ها میدان نمى دهد و اثرى بر آن بار نمى شود.
چنین حالتى را علماى اخلاق تشبیه مى کنند به خانه اى که از مواد دودزا در اتاق هاى آن دود پخش مى شود، که اگر چه خانه را نمى سوزاند و ویران نمى سازد، ولى تمام خانه را دود آلود، سیاه و غیر قابل استفاده مى سازد.
حالت سوم: تخیلات یا حرف هاى شنیده را که به دل گرفته، به عمل بکشاند و برخوردهایش با افراد تغییر یابد.
گمان بدى که در آیات و روایات نهى شده، سوء ظنى است که انسان بدون داشتن دلیل شرعى قطعی، به آن ترتیب اثر بدهد و به دل گیرد و باورش شود این گونه گمان هاى بد است که ظلمت و سیاهى را درون انسان پدید مى آورد و باعث مى شود که خداوند لطف و عنایت خویش را از بنده بر دارد.
این بدگمانى شخص را به سوى ناراحتى روانى و افسردگى روحی، در زندگى سوق مى دهد، تحیّر و سرگردانی، اضطراب و دلهره و ترس و خیالبافى از این که ممکن است فلان پیشامد ناراحت کننده براى خود یا خانواده اش پیش آید، او را در بحران تصمیم گیرى و بلاتکلیفى جان فرسا قرار مى دهد. سامان زندگى به هم مى خورد، غیبت و دروغ و تهمت بازار داغى پیدا مى کند. دشمنى ها و کینه ها زیاد مى شود. اگر به موقع درمان نشود و شخص در صدد اصلاح خود بر نیاید، ممکن است سرانجام گوشه گیری، انزوا طلبى و تنهایى را بگزیند و به این ترتیب با حالت جنون زندگى اش خاتمه یابد.

ریشة بدبینی:

بدبینى مثل حرص و ولع نیست که ریشه در وجود انسان داشته و جز، غرایز درونى باشد تا بحث کنیم که آیا از غرایز اصلى است یا فرعی، بلکه عارضه و مرضى است که در نتیجة یک سرى عوامل مانند ضعف اراده، نداشتن منطق در کارها، گناه و اعراض از ذکر و یاد خدا، عادات بد، حسادت، احساس شکست و ناامیدى و دست نیافتن به برخى آرزوها و خواستهها، بر آورده نشدن بعضى توقعات و انتظارات به جا یا بى جا، حضور در جلسات غیبت و تهمت، و ویران گر تر از همه تجسس و متمرکز کردن ذهن در کارها و زندگى و احوال مردم است.

درمان بدبینی:

اولین گام براى درمان،‌ تقویت قدرت اراده و تصمیم گیرى است. به بیان دیگر، اعتقاد به این که مى توانم با تقویت و ارتباط با خدا و استمداد از او، خودم را از هر گناهى دور نگه دارم، عادت بد را ترک کنم، شکست ها را پلى براى پیروزى و کار و تلاش بیشتر مبدل سازم، با افراد اهل غیبت و تهمت و دروغ هم نشینى نداشته باشم، در کار و زندگى دیگران دقت نکنم و تجسس نداشته باشم.
اعتماد به قدرت و توانایى نفس به انسان امید و حیات مى بخشد و غبار غلیظ شکست و یأس و افسردگى و دل مردگى را مى شوید.

گام دوم: برخورد منطقى و خردورزانه با مسایل:

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خداوند سه چیز از مسلمانان را بر شما حرام کرده است. جان و مال و بدگمانى دربارة آن ها».۱
همان طور که نمى توانیم بدون دلیل قطعى عقل و شرع بسنده حکم کنیم که مال مسلمانى از او گرفته شود و به خود یا فرد دیگرى منتقل گردد، حق نداریم درباره اش گمان بد داشته باشیم.
دلیل قطعى که مورد پسند و پذیرش شرع باشد، امرى آسان نیست. انسان یا باید خود با چشم خویش ببیند، یا با گوش خود بشنود. استناد به گفته و شهادت دیگران پنج شرط دارد که مرحوم محقق حلّى – از فقهاى نامدار و کم نظیر شیعه – در کتاب شرایع الاسلام آن را بحث کرده است. وجود همة آن شرایط مخصوصاً در زمان ما اگر نگویى شبه محال است، قطعاً بسیار مشکل است.

گام سوم: حمل به صحت:

در روایات دستور داده شده که اعمال برادر (یا خواهر) مسلمانت را بر نیکوترین وجه ممکن حمل کن، دلیلى بر خلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخنى که راجع به برادر (یا خواهر) مسلمانت مى شنوى گمان بد مبر.۲
بنابراین آن چه را که با چشم خویش دیده یا مطلبى را با گوش خویش شنیده اى یاب ه فرض از راه دلیل قطعى ثابت شده است، چون از درون و قصد افراد مسلمان بى اطلاع هستیم، اگر کارش یا حرفش قابل تأویل و توجیه است، باید توجیه نیک و پسندیده اى براى آن ارائه دهیم. در بسیارى از موارد انسان مى تواند راه هاى حمل بر صحت را مورد بررسى قرار دهد واحتمالات صحیحى را که در مورد آن عمل یا سخن وجود دارد،‌ در ذهن خود مجسم سازد و به تدریج بر حالات بد گمانى خویش غلبه نماید.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:‌ «سه چیز است که وجود آن در مؤمن پسندیده نیست و راه فرار دارد. از جمله سوء ظن است که راه فراموشى بى اعتنایى به آن است».۳

نکتة مهمى که باید پیوسته مد نظرمان باشد، این است که منظور ما از این که دربارة اشخاص گمان بد نداشته باشیم، این نیست که آن ها را خوب بدانیم و یک باره با کمال سادگى دین و دنیاى خود را به آن ها تسلیم کنیم. این کار خلاف عقل و دین است که آدمى به اشخاصى که شناخت درست و کاملى ندارد و آنان را هنگام عمل نیازموده، اعتماد کند و تسلیم آنان شود.
مقصود این است که آنان را بد ندانید ولى تا خوبى آنان ثابت نشود، نباید آنان را خوب دانست و به صلاحیت و شایستگى آنان حکم کرد، بلکه تا زمانى که از راه تحقیق و داشتن مدارک صحیح عقل و شرع پسند، حقیقت کشف نگردید و خوبى و بدى افراد نز شما ثابت نشد، نه عقیده به خوبى آنان


پی نوشت ها:

۱ تفسیر نمونه،‌ج 22، ‌ص183.

۲ نهج البلاغه، کلمات قصار، کلمة 360؛

۳ تفسیر نمونه،‌ج 22، ص 182.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 72829


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها